خرید بک لینک

آمدم پیشِ تو اما خفقان با من بود
در و دیوارِ شهری نگران با من بود

آمدم خسته، گرسنه، تشنه، نا آرام
کوهی اندوه، و مشتی هیجان با من بود

به سرکها، به خیابانها، در معرکهها، زندانها
دردی از زخمِ تو، یک بارِ گران با من بود

چشم چرخاندم هر حادثه تصویرِ تو بود
چشم چرخاندم، چشمی نگران با من بود

آمدم سر بگذارم یله در آغوشت
آمدم امّا باران خزان با من بود

قبلِ وبلاگ دیدار کلمه ِ تو، یک فاجعه بلعید مرا
چه کنم یکسره یک راز نهان با من بود

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:00

رویا نه، عاشقانه که نه، ظاهرا نبود

وقتی نگاش می کردی غیرِ من نبود

...

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:00

وبلاگ پاییز کلمه می آید که من دیوانه تر باشممثل درختان عاصی و آسیمه سر باشم وبلاگ پاییز کلمه می آید که شاید باز برگردمتصویری از کفش تو در قاب سفر باشم وبلاگ پاییز کلمه ای وبلاگ پاییز کلمه ، ای دیوانهی عاشق!تا چند باید از نگاهت بیخبر باشم؟ وبلاگ پاییز کلمه ِ

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:00

دید امّا سرنوشتِ بیقرارش را، ندید
دید امّا سالها چشم انتظارش را، ندید

دید امّا چیزی از اندوههایش کم نشد
زخم خورده از قفا از روزگارش را، ندید

دست بسته، خسته و از پا نشسته، بی رمق
در تقابلگاه، چشمانِ دچارش را، ندید

غربت و تنهایی ام را بارها حس کرده بود
حیف که از سرزمینم کوهسارش را ندید

رفته بودم تا برای او بمیرم در وبلاگ کویر کلمه
مردنم را دید اما یادگارش را ندید.

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:00

تو با عطری بهاری در دل پاییز می آیی
به وقت بیقرارِ سیبها، وقتی که شیرینند

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:00

نگا کن به من/ تکه هاتو ببین!ببین ردِ دستاتو رو زندگیمببین خوابهایی که دیدی واسم...ببین که چیکار کردی با ساده گیمنگام کن/ هنوزم همونم، ببین!یه کم بی حواس و عجیبم فقطهنوزم همونم که دیوونشیفقط با نگاهت غ

برچسب: نویسنده: کامران اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:00

صفحه بندی